به خاطر سپردن برکلی پروفسور جان اسقف برتر جیمز جویس محقق

من وارد دانشگاه برکلی در پاییز سال 1980 در مجموعه درآمد من دکتری فیزیک نجومی و چپ و پنج سال بعد با یک مدرک انگلیسی و یک اشتیاق سوزان برای نوشتن و گزارش. چه اتفاقی افتاده است ؟ John Bishop اتفاق افتاده است. یکی درخشان, معلم, نوع و شدت سخاوتمندانه روشن داخلی شعله ور درون من است که روشن تخیل من از درون با قوس پلاسما با شدت.

“انتشار خود را نابغه” اسقف گفت: من و دیگر بیقرار دانشجویان دوره لیسانس خود را در زبان انگلیسی 40 کلاس در بهار سال 1982 تاکید بر “آزادی.” ما واقعا تنها درک اندرز زمانی که ما شاهد راه است که اسقف به خودش اختصاص داده شده به هر مقاله هم به او به عنوان اگر پدیده هنگامی آشکار شد بیش از رزتا استون. تصور او از نبوغ بود که ما به ارمغان می آورد با هم چیزی نیست که ما از هم جدا. همانطور که افلاطون آن را “آیا آموزش یک کودک به یادگیری را با زور و یا خشونت; اما آنها را مستقیم به آن چه amuses ذهن خود را به طوری که شما ممکن است بهتر قادر به کشف با دقت عجیب و غریب خم از نبوغ ،

اسقف 33 آن سال تا به حال سوزش شدید چشم است که می شده اند ترسناک اگر او نمی شد و با لحن نرم و توقف مردی که شوخ ripostes همیشه حیله گر و میدان. او رویایی و درک آنچه آن را مانند به یک کارشناسی و گاهی شروع یک صبح کلاس با شوخی در مورد نیاز زمان خود روابط فضایی با هم. “بودن در خواب آسان است,” او یک بار گفت: بار. “بیدار است بیش از حد. اما انتقال بین این دو رنگ پریده.”

به خاطر دارم یک گرم صبح در کلاس وقتی که یک زن جوان پرسید: اگر او می تواند بازی یک نوار کاست به جای خواندن با صدای بلند او را تفسیری مقاله و اسقف راننده سرشونو تکون دادن. او صدای ضبط شده, صدایی کمی گنگ بود به زودی به زنگ زدن کرد: “من و sopping—” و او ادامه داد: با sound effects او تنها می تواند ارائه شده در حریم خصوصی خانه. احتمالا نه کاملا آنچه اسقف به معنای بود با انتشار نابغه اما او سرخ خود را بهبود و زیر لب برخی از شوخی برای خنثی کردن تنش در کلاس.

من لازم نیست که هر یک از مقالات از آن کلاس است که احتمالا چیز خوبی است اما من هنوز هم می توانید ببینید صفحات در ذهن من یکنواخت و خسته کننده تایپ خطوط enlivened توسط یک آتش سوزی جنگل های استادانه درست شده نمادهای ناخوانا در اغلب اسقف effusions از شور و شوق. اگر او dynamiting نیم پخته ایده او تمایل به کوتاه تر است. هنگامی که شما پرتاب چیزی در او است که احساس تازه و یا سرگرم کننده و یا یک کمی عجیب و غریب خود را خط خطی گوشه های گرد. ارسال مقاله به مرد بود, توزیع او یک کلید برای گرفتن اقامت در داخل از شما.

من به یاد داشته باشید تعجب که چگونه او آن را انجام داد. چگونه او را آنقدر به دیدن این کلمات ما آهسته دانش آموزان می خواستم برای نوشتن حتی زمانی که ما کاملا می دانیم که آنها چه بود ؟ در هزینه, من در حال حاضر متوجه است. همه ما می دانستیم که اسقف بود و وقف زندگی خود را به جیمز جویس. ما شنیده مبهم rumblings در مورد کتاب او نوشته جیمز جویس Finnegans Wakeو rumblings ادامه داد: برای سال.

من هنوز هم می توانید ببینید صفحات در ذهن من یکنواخت و خسته کننده تایپ خطوط enlivened توسط یک آتش سوزی جنگل های استادانه درست شده نمادهای. ارسال مقاله به مرد بود, توزیع او یک کلید برای گرفتن اقامت در داخل از شما.

“من استفاده می شود به سرزنش او به خاطر او از داشتن یک زمان سخت گرفتن به عنوان بسیاری انجام می شود به عنوان او می تواند در کتاب خود” را به یاد می آورد او دوست و همکار استاد زبان انگلیسی Mitchell Breitwieser استخدام در ’79 همراه با اسقف. “من به او گفتم ‘جان شما در حال نوشتن کلمات بیشتر در دانش آموزان خود را’ صفحات از آنها در حال نوشتن در مقالات خود را.’ … من فکر نمی کنم او تا کنون قطع است.”

Colum لینچ و من هر دو را ما ارشد پایان نامه با اسقف نوشتن در مورد اولیس. لینچ ملی مجله برنده جایزه است که در حال حاضر مجله سیاست خارجی’s ارشد دیپلماتیک خبرنگار به یاد اسقف به عنوان یک منی شکل در برکلی سال است. “من او را دوست داشتم” او به من گفت. “من نمی توانستم برای نوشتن گه زمانی که من برای اولین بار در زمان یک کلاس با او و او بسیار مفید بود. من نه ذاتی با استعداد به عنوان یک نویسنده و واقعا تا به حال به کار سخت در آن است. من کار را از طریق چیزهای من باید از طریق کار در دبیرستان و او فوق العاده آمرزنده و مهربان است.”

اسقف می تواند صرف دهه زحمتکش در کار قطعی در جویس نهایی کتاب. او تا به حال به نسخه پی تک به تک با یک پاک کردن صفحه قرار داده و بین هر صفحه از متن کتاب از یادداشت خود تا به حال پر کردن تمام فضای در دسترس—و سپس او پر شده تا هر یک از قرار دادن صفحات همراه با یادداشت های. برای سال خود ناشر آلن Fitchen از دانشگاه ویسکانسین مطبوعات—بهترین و شناخته شده برای انتشار نورمن maclean’s رودخانه اجرا می شود از طریق آن زمانی که او در دانشگاه شیکاگو پرس—خواهد prod و او را تشویق.

جویس کتاب از تاریکیزمانی که آن بیرون آمد را یک پیروزی بود. در پیRobert M. Adams نوشت در نیویورک تایمز نقد کتاب در ژانویه سال 1987 توسط “مشهور به منع و مشکل حجم در جهان است.” اسقف آدامز گفت: در زمان یک رویکرد تازه به باز کردن اسرار کتاب “جرأت کرده در این روند بیشتر کن بیشتر به طور کامل تر و خلاقانه تر و informedly از هر یک از پیشینیان خود.”

کمک هزینه تحصیلی خود را تحمل خواهد کرد. بنابراین تاثیر او در زندگی های بی شماری. منطقه خلیج نویسنده مایکل شاپیرو است که ساکن در نویسندگان مرکز عقب نشینی من و همسرم اجرای معلوم همچنین تا به حال اسقف برای 125D 20thCentury رمان. “این زندگی من را تغییر داد” مایکل ارسال شده on my Facebook page. “من مهم بود که اقتصاد سیاسی اما علاقه مند به نوشتن در من در زمان چند روشن طبقات و فوق العاده بود. من به یاد داشته باشید یک کلاس زمانی که او در یک روسو نقاشی برای تمرین نوشتن.”

من تا به حال شناخته شده نیست هر کسی می تواند تمرکز به عنوان مشتاقانه به عنوان او می تواند و در حال حاضر این نوع از شادی همه جانبه تمرکز آن چیزی است که من گرامی.

من فقط یاد گرفتم بعدا که جان که در آبرن نیویورک آغاز شده در کرنل برنامه ریزی برای مطالعه فیزیک و دوره او را تبدیل به یک زبان اصلی. ما تا به حال که مشترک است. او خواندن اولیس تابستان پس از کالج به دست آورده و دکترای خود را در دانشگاه استنفورد.

وقتی که من انجام پایان نامه ارشد من با اسقف من به یاد داشته باشید در یک نقطه جان تا ده یا تا دانش آموزان به جای خود. آنچه من به یاد داشته باشید که در مورد او بود و کتاب و همه در اطراف ما در حال بالا مانند چهره از بالا گروه کر. من می توانم بگویم که این کار بیش از, مجموعه, مخالف Gatsby-کتابخانه غرفه, اما من شنیده ام خودم توانم “آیا شما به عنوان خوانده شده همه آنها را ؟” صدایی مثل جیر جیر بچه از سن خوزه که من حدس می زنم من بود.

جان با لبخند مهربانانه. من می خواهم شرمنده خودم را با یک سوال احمقانه اما من خجالت او خجالت و او shyly.”در این مرحله” را آغاز کرد که در نرم خر خر کردن از او. “این ماده از دو یا سه بار.”

جان اسقف به من آموخت چیزی در مورد تمرکز است. من تا به حال شناخته شده نیست هر کسی می تواند تمرکز به عنوان مشتاقانه به عنوان او می تواند و در حال حاضر این نوع از شادی همه جانبه تمرکز آن چیزی است که من گرامی. این چیزی است که من در خصوصی به کاری بازی بسکتبال یا دوست من Chade-Meng قهوهای مایل به زرد سابق نشاط همکار خوب از گوگل صحبت کردن در مورد مدیتیشن.

من برگشتم به پردیس برای دیدن جان در یک نقطه بکسل خواهرزاده من کتی و او به عنوان بسیار سرگرم کننده صحبت کردن با کتی در مورد کلاه خود را به عنوان به من در مورد اولین کتاب من. او شاد و جذاب, شاد, برای من, حتی اگر این نبود دقیقا یک کتاب را به هر کسی فراموش جویس.

من همیشه می خواستم برای پیگیری حتی پس از جان به حال سکته مغزی در سال 2010 اما من هرگز. صبح روز پنجشنبه, ژوئن 11, من گوگل او را به امید پیدا کردن یک شماره تلفن که در آن من می توانید سعی کنید او را. جستجو autocorrected با اضافه کردن “اگهی” پس از نام او. او می خواهم درگذشت COVID-19 در سیراکیوز نیویورک, که در آن او شده است می خواهم زندگی در مه 15. کشف زدم باد از ریه ها. یک نور درخشان در درون من این همه سال روشن جان. من می توانم آن را احساس کم نور.

استیو Kettmann نویسنده از یک روز در Fenway و بیس بال Maverickاست که مدیر شرکت Wellstone مرکز در Redwoods در نزدیکی سانتا کروز – @SteveKettmann

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.net